سرنوشت و زندگی در دستان شما؛ معرفی و مروری بر نقد انولا هولمز

17
زمان خواندن: ۸ دقیقه

در میان فیلم های بسیار زیادی که با شخصیت محوری شرلوک هولمز ساخته شده نباید انولا هولمز Enola Holmes را از یاد برد. فیلمی که داستان خواهر شرلوک هولمز و ماجراجویی های او را روایت می کند. این فیلم یک فیلم جدید ۲۰۲۰ است که می تواند نظر افراد بسیاری از سنین متفاوت را جلب کند. در ادامه می توانید معرفی این فیلم، خلاصه داستان و نقد انولا هولمز را بخوانید.

اگر فیلم را ندیده اید؛ معرفی انولا هولمز و خلاصه فیلم

انولا هلمز نام فیلمی است که بر اساس کتابی به قلم نانسی اسپرینگر با همین عنوان در سال ۲۰۲۰ ساخته شده است. نویسنده این فیلم جک تورن و کارگردانی آن را هری بردبایر برعهده داشته است. میلی بابی براون که اغلب او را به عنوان دختر عجیب و غریب و جادویی استرنجر تینگز می شناسیم، در این فیلم نقش انولا را بازی می کند. از دیگر بازیگران این فیلم می توان به هنری کویل، سم کلفلین، هلنا بونهام کارتر و فیونا شاو اشاره کرد.

به دنبال تاریخچه این شخصیت در کتاب های اصلی شرلوک هولمز نوشته سر آرتور کانن دویل نگردید. مطابق با آن داستان ها شرلوک هولمز نه تنها خواهری به این نام، که اصلا خواهر ندارد. در آن کتاب تنها می توانید نام مایکرافت هولمز را به عنوان برادر شرلوک هولمز پیدا کنید. برادری که به گفته خود شرلوک هولمز بسیار باهوش تر از اوست و مادرش نام او را بر اساس زادگاه فرزندان انتخاب کرده است.

مایکرافت هولمز علاقه بسیاری به کارآگاهی دارد ولی به خاطر سن زیاد این کار را انجام نمی دهد. در عوض عاشق اعداد و ارقام است و به شغل حسابداری مشغول است. البته بعدا متوجه می شوند که او حرفه سیاسی محرمانه و عجیب و غریبی دارد و واقعا معلوم نیست که چه شغلی دارد. برخی می گویند شخصیت این فرد بر اساس وینستون چرچیل نوشته شده است.

معرفی انولا هولمز
معرفی انولا هولمز برای آنان که فیلم را ندیده اند

حالا فیلم انولا هولمز با ترکیبی از تمامی این شخصیت ها نوشته و ساخته شده است. فیلمی با حالتی نوجوانانه و ماجراجویی هایی که می تواند شما را به خود جذب کند.

اگر به دنبال تماشای یک فیلم جذاب، نسبتا هیجانی و شاید حتی کمی هم خنده دار هستید، انولا هولمز را ببینید. این فیلم می تواند برای یک بعد از ظهر غمگین پاییزی و یا یک زمان مرده و کسل کننده، پیشنهاد فوق العاده ای باشد.

ولی اگر دوست دارید تا با یک فیلم معمایی پیچیده روبرو شوید و ذهنتان را به چالش بکشید ابدا سراغ این فیلم نروید. انولا هولمز ابدا به اندازه سری فیلم ها و داستان های شرلوک هولمز معمایی نیست. با اینکه فیلم خالی از سوال و معما نیست ولی مسئله اصلی آن حل مسئله نیست و حتی مسئله طرح شده هم آنقدرها سخت نیست. فیلم های معمایی بسیار بهتری وجود دارد که شما می توانید برای وقت گذرانی به سراغشان بروید و قطعا انولا هولمز یکی از آن ها نیست.

بیشتر بخوانید: معرفی جدید ترین انیمیشن های ۲۰۲۰

هرچند معمایی نبودن به هیچ عنوان نقطه ضعف فیلم انولا هولمز نیست. انولا هولمز فیلمی شیرین و دوست داشتنی است که دلیل اعظم آن کاراکتر انولا است. دختر باهوش، سرزنده، شجاع و البته بسیار مهربان و احساسی ای که به دنبال مادرش و همچنین نجات زندگی و آزادی خودش است. ماجراهایی که برای انولا پیش می آید قابل لمس است و مواجهه او با همه این مشکلات تماشایی است. علاوه بر این حرف زدن های انولا با دوربین و روایت های شخصی اش نیز تا حد زیادی جالب توجه است.

علاوه بر همه این ها انولا هولمز می تواند فیلمی آموزنده و سرگرم کننده برای نوجوانان باشد و با این وجود بزرگسالان نیز از تماشای آن لذت خواهند برد.

نقد انولا هولمز
نقد انولا هولمز

خلاصه فیلم انولا هولمز

انولا هولمز خواهر کوچکتر شرلوک هولمز و مایکرافت است. او دختری نوجوان است که به دور از پدر مرحوم و برادرانش در خانه مادری با روش خاص تربیتی مادر، بزرگ شده است. مادر به جای همه آن چیزهایی که یک دختر انگلیسی در آن زمان باید برایش تعلیم می دید او را برای جنگ، شیمی، معما و… آموزش داده است. هیچ خبری از گلدوزی و هنرهای خانه داری و لباس پوشیدن های موقر نیست. انولا هولمز دختر متعارفی در مقایسه با هم سالانش نیست. همانطور که مادرش زنی متعارف نبوده است.

ماجرا از زمانی شروع می شود که انولای ۱۶ ساله در روز تولدش از خواب بیدار شده و مادرش را پیدا نمی کند. مادر او را رها کرده و رفته و رفتن مادر برادران را پس از سال ها به خانه می کشاند. برادرانی که می خواهند تا انولا را مطابق آن چه که یک دختر انگلیسی باید باشد تربیت کنند و به همین خاطر انولا فرار می کند تا مادرش را پیدا کند و در این مسیر با ماجراهایی مواجه شده که سرنوشت و زندگی او را تعیین می کند.

نقد انولا هولمز
نقد انولا هولمز ۲۰۲۰؛ فیلمی که سرگرمتان خواهد کرد

اگر فیلم را دیده اید؛ درباره نقد انولا هولمز

همانطور که گفتیم انولا هولمز فیلمی جذاب و دوست داشتنی است و از پس اینکار به خوبی برآمده است. بازی دوست داشتنی میلی بابی براون نیز این مسئله را تضمین می کند.

فیلم روی یک تیغه باریک در حرکت است تا در دام شعارزدگی گرفتار نشده و بتواند همچنان وجهه خود را به عنوان یک اثر سینمایی سرگرم کننده حفظ کند. با این وجود گاهی هم در این دام سقوط می کند. مسائلی مانند حمایت از حقوق زنان و شعارهایی که در این زمینه داده می شود گاهی به شکلی شعاری در فیلم نمایان می شود ولی اغلب اوقات به شکلی لطیف در بطن ماجرا در جریان است. به عنوان مثال مکالمه دوست مادر انولا و شرلوک در کافه و یا صحبت های مادر انولا در انتهای فیلم شعارهایی را به فیلم تزریق می کنند که بی نیاز از آن کار خود را پیش می برد.

خوشبختانه داستان وظیفه خود را به خوبی می شناسد. انولا یک دختر جوان نامتعارف است آن هم در عصری که نامتعارف بودن به نوعی بی آبرویی قلمداد می شده. این را می توان از فریادهای مایکرافت هولمز بر سر انولا به سادگی دریافت. او با زندگی آزادانه انولا و تمایل او برای شرکت در اجتماعات به شکلی که دوست دارد مثل یک بی آبرویی رفتار می کند. در حالی که مادر به انولا آموزش داده تا سرنوشتش را به دست بگیرد، قصد کنترل زندگی او را از ابتدا به انتها دارد. قدرت انولا هولمز ۱۶ ساله برای کنترل سرنوشتش آنقدر زیاد است که هیچ شعاری نمی تواند بهتر از آن عمل کند.

خلاصه انولا هولمز
نقد انولا هولمز با توجه به شخصیت های خلق شده در داستان

نکته مثبت و زیبای انولا هولمز در این زمینه به نسبت فیلمی مانند مولان در نقص داشتن کاراکتر اصلی است. در هیجانات افراطی و حتی احساسات زیبای دخترانه و عاشق شدن اوست. این فیلم به هیچ عنوان انولا را به عنوان یک فرد باهوش بدون نقص به نمایش نمی گذارد و از احساساتی شدن و عاشق شدن او جلوگیری نمی کند چون که عشق در این فیلم یک مسئله ضد زن نیست.

انولا دختری عادی درست مانند همه دختران دیگر است با همان رویاها و احساسات طوفانی. دختری که مادرش به او درس داده تا از مردان دوری کند و هیچ وقت به خاطر آن ها حتی تلاش نکند ولی برخلاف حرف مادرش عمل کرده و جانش را در خطر می اندازد و بر طبق احساساتش قدم برداشته و جان پسری را نجات داده که در خطر است و از این طریق یک قدم جامعه زنان را به احقاق حقشان نزدیک تر می کند.

انولا هولمز بر خلاف فیلم هایی که چهارچوب جدیدی برای زن بودن تعریف می کنند از تعریف چهارچوب گریزان است. او حتی تمایل جامعه و خانواده در چهارچوب بندی را محدود به زنان نمی کند. همانطور که نجیب زاده فراری در فیلم برای رهایی از چهارچوب ها فرار کرده است. این چهارچوب ها برای هرکسی به هر نحوی وجود دارد. افراد بسیاری هرچند از سر دلسوزی قصد دارند تا با تنظیم این چهارچوب ها شخصیت را کنترل کنند ولی شخصیت ها از این چهارچوب فراری هستند و می خواهند آنچه باشند که دوست دارند و با آن احساس راحتی بیشتری می کنند.

بیشتر بخوانید: معرفی بهترین فیلم های ۲۰۲۰

نکته بسیار جالبی که در فیلم انولا وجود دارد این مسئله است که مادر انولا به عنوان مدافع حقوق زن نتوانست کار چندانی از پیش ببرد و این در حالی است که انولای ۱۶ ساله که تنها برای آزادی خودش فارغ از جنسیت می جنگید، این آزادی را به سادگی محقق کرد و نقش مادر انولا در این مسئله با تربیت و مشوق چنین فرزندی و حتی او را به حال خود رها کردن تعریف می شود. انگار که اگر ما فقط برای آزادی خودمان با توجه به همه احساسات انسانی ای که داریم، تلاش کنیم در آخر آزادی برای همه محقق خواهد شد و هیچ چیز بهتر از تربیت نسلی که برای آزادی و انسانیت می جنگد نمی تواند موثر باشد.

از پیام فیلم که خارج شویم و به شخصیت ها بپردازیم متوجه نقاط قوت و البته نقاط ضعفی خواهیم شد. شخصیت انولا مرکز توجه داستان است و این بهترین تصمیم نویسنده و کارگردان بوده است. شخصیت شرلوک آنقدرها شناخته شده است که به پرداخت دیگری نیاز ندارد و شخصیت توکسبری به عنوان همراه انولا نیز به خوبی در حاشیه پرداخت می شود.

تمرکز بر شخصیت انولا و پرداخت مناسب به حوادثی که برای او رخ می دهد خیلی ساده فیلم را از یک فیلم کاراگاهی جدا می کند و این اتفاق خوبی است. چون معما در این فیلم نه آنقدرها دشوار است و نه آنقدرها نیازمند حل. اینکه چه کسی می خواهد پسر را به قتل برساند به راحتی قابل حدس است و اینکه مادر کجاست هم مسئله ای نیست که بیننده بتواند آن را حل کند. پس بهترین حالت خارج شدن از فیلم معمایی و تبدیل آن به یک فیلم ماجراجویی جذاب است.

نکته مثبت دیگر شخصیت پردازی انولا هولمز دوشیزه هریسون است. ما در صحنه های بسیار کمی او را می بینیم با این وجود او را می شناسیم. ما نقص او و قدرتش را می بینیم و حتی زمانی که به انولا می گوید که هرگز او را ترک نمی کند و در پاسخ به جنجال میز شام او را تنبیه نمی کند، متوجه می شویم که او آنقدرها هم انسان بدی نیست. صرفا به شکلی دیگر فکر می کند. او حتی مخفیانه عاشق مایکرافت هولمز است و شاید درصد بالایی از سخت گیری را به خاطر او به خرج می دهد.

ترفند جذاب دیگری که فیلم برای شخصیت پردازی شخصیت ها از آن استفاده کرده است انتخاب هلنا بونهام کارتر به عنوان مادر انولاست. هلنا بونهام کارتر به طور کلی به عنوان زنی غیرمتعارف ولی به شدت دوست داشتنی با حالاتی مادرانه شناخته می شود. شخصیت شناخته شده از این بازیگر به خودی خود، حتی اگر هیچ کاری نکند و صرفا در فیلم حاضر باشد، چنین شخصیت پردازی ای را شکل خواهد داد. فیلم انولا هلمز چندان برای شخصیت پردازی مادر زمان ندارد زیرا مادر از ابتدای داستان حاضر نیست ولی باید شخصیت قدرتمندی داشته باشد که تمامی این حوادث در سایه او قرار بگیرد و فیلم تا حد قابل قبولی از پس این مسئله برآمده است.

شخصیت پردازی انولا هولمز

اما نکته منفی این شخصیت پردازی مایکرافت است. اگر شما دنبال کننده شرلوک هولمز باشید به احتمال بسیار زیاد مایکرافت را در سریال شرلوک با بازی فوق العاده مارک گتیس به خاطر می آورید. این شخصیت فاصله بسیار زیادی از ماکرافت در انولا هولمز دارد. هرچند اینکه این شخصیت به این دیدگاه ها نزدیک باشد، چندان دور از تصور نیست. اما در این ماجرا چند مسئله مطرح است. مسئله نخست اینکه مایکرافت فیلم اصلا باهوش نیست در حالی که حتی در کتاب او باهوش تر از شرلوک توصیف شده است. مسئله دوم اینکه مایکرافت فیلم بیشتر از حد معقول بدجنس به نظر می رسد. اینکه مایکرافت حال حاضر شبیه دانسته های ما از مایکرافت نیست، عیبی ندارد. مشکل زمانی ایجاد می شود که این مایکرافت تازه، ساخته نمی شود. فقط می دانیم که او خیلی سختگیر و سنتی است. هیچ اطلاعات دیگری درباره مایکرافت نداریم. مثل اینکه فیلم مجبور بوده تمامی بار مردسالارانه و همچنین سنتی را بر دوش این کاراکتر سوار کرده تا داستان را پیش ببرد.

زمانی که شخصیتی شناخته شده قرار است بار دیگر نمایش پیدا کند یا می تواند خیلی ساده مانند شرلوک در این فیلم بر دانسته ها و شناخته های ما سوار شود و یا به کلی از صفر تا صد به شکلی دیگر خلق و توجیه شود. خلق شخصیت در حالت دوم تلاش بسیار بیشتری می طلبد زیرا یک باور قدرتمند به خودی خود در ذهن مخاطب برای رقابت موجود است و موضوع دیگر تنها خلق یک شخصیت تازه در ذهن مخاطب نیست.

ولی به طور کلی می توان گفت که فیلم ادعای چندانی ندارد و در سطح ادعای خود بسیار تمیز و خوش ساخت عمل کرده است. شاید نتوان آن را در سطح یک شاهکار بالا برد ولی در سطح خود بسیار موفق بوده است.

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.